گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

آمدم تا برای دل اغیار گله ای ساز کنم

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

برادر گفت: چه می کنی؟

گفتم: تحمل کم توجهی ها و بی توجهی هایی که طعنه به توهین می زنند!

در همین حال تلفن همراهش به صدا درآمد؛ پاسخ داد و شنید و گفت و پرسشش فراموشش شد و رفت.

حضور پدر را احساس کردم و دیدم که می نگریست

با خود گفتم: به پدر گله می کنم از همه ی رفتارهایی که اثر وضعی رفتارم نبوده

یاد دل پر محبتش افتادم اما گفتم:

«عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد

ولیکن گله کردیم برای دل اغیار»

چشمانش را تنگتر کرد؛ لب گزید. بار دیگر تبسمی کردم و گفتم:

«هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد

سزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی»

و همچنان به تحمل ادامه دادم و امیدوارم به وعده حقش.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی