گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

در دوران دبستان هنگام 12 تا 22 بهمن هر روز مراسمی با عنوان «زنگ انقلاب» برگزار می شد که یکی از قسمت های آن مسابقه بود. مسابقه ماست خوری! چند دانش آموز انتخاب می شدند و با دستهای بسته سر در کاسه ای ماست فرو می بردند و با اعلام شروع مسابقه دانش آموزان ماست ندیده با هم مسابقه می دادند و هر که زودتر کاسه ماست را تمام می کرد برنده بود و ماستی شدن صورت و ادامه ماجرا.

چند سال بعد هم «محمود شهریاری» مسابقه ای تلویزیونی برگزار می کرد که در بخشی از آن به جای ماست؛ کیک خامه ای می گذاشتند و تماشاچی ها هم با دست زدن می خواندند: بخور بخوووووووووووور یالا بخور!

یک شوخی هم به این صورت بود که به صورت ناگهانی به فردی «پس گردنی» زده می شد و پس از آن می گفتند: «کی بود کی بود؟ من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود»

چند سالی هست که مسابقه بخور بخور چهره دیگری به خود گرفته. دیگر احتیاجی به بستن دستها نیست؛ اتفاقا باید دستها به شدت باز باشد. در این مسابقه جز خودشان و اطرافیان نزدیک کسی برای آنها دست نخواهد زد و صد البته بانکی که در آن حساب دارند! پس از پایان مسابقه هم چشم ها را باید شست، با اسید هم باید شست که؛ شتر دیدی؟ ندیدی!

دیگر به جای ماست و کیک خامه ای می توان اینها رو خورد:

زمین خواری
جنگل خواری
دریاخواری
کوه خواری
رود خواری
جزیره خواری
مرتع خواری
کویر خواری

و عجب بخور بخوری شده. عزیز دل برادر! کمینه برای آینده هم چیزکی بگذارید باشد. با این روند همه چیز خواری تا چند سال آینده باید واردات زیست بوم داشته باشیم. به جای این همه «خواری»! کمی هوا خوری کنید، البته این عزیزان آن را برای مردم گذاشتند که بنزین دارد و سرب و کلکسیون ذرات که جایزه این هوا خوری کادویی است به نام «سرطان». خودشان هم برای هواخوری رهسپار اروپا و آمریکای شمالی و به خصوص جنوبی اش! می شوند.

و چه مسابقه ای؛ که پس از خوردن این همه مال و حق خوری، شوخی دیگری آغاز می شود: «کی بود؟ کی بود؟»

و جواب آن: من نبودم، اون یکی بود.

نماد قدرت و اقتداری که "پترا لازلو" آن را شکست

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۳۸ ق.ظ

"پترا لازلو" (Petra Laszlo) فیلمبردار شبکه  N1 TV مجارستان هنگام پوشش خبری فرار گروهی از پناهجویان سوری، خود خبرساز شد. که در تارنماهای پارسی زبان آن را دیده و خوانده اید. (لینک خبر در خبرگزاری رویترز).

"مارکو ژورکا" (Marko Djurica) عکاس خبری رویترز نیز که مانند لازلو برای پوشش خبری این رویداد رفته بود عمل همکار رسانه ای او برایش دارای ارزش خبری بیشتری بود. خبری که می تواند در درس اخلاق رسانه ای درس تلخی باشد.

نه تنها در فرهنگ ما ایرانیان بلکه در سرتاسر دنیا پدر برای فرزند نماد اقتدار، قدرت، امنیت و استواری است و کودکان پدران خود را در ذهنیت پاک و کودکانه ی شان همچون کوهی استوار و قدرتمند تجسم می کنند و برای مادر تجسم قداست و عشق و محبت. هنگامی که شخص بی فرهنگ و بی ادبی حریم عشق محبت فردی را در هر سنی می شکند و به حریم مادری اهانت می کند؛ تحمل سنگین است و هنگامی که اقتدار و قدرت پدری دستخوش حرمت شکنی شد برای فرد سنگینی دیگری دارد.

وقتی عکس های این رخداد را تحلیل گفتمان کنیم (دیدن عکسها در رویترز) در عکس نخست حلقه کردن دستان کودک وحشت زده به گردن پدر اعتماد کودکی را نشان می دهد که امینیت خویش را به پدر سپرده است.


جدا شدن کودک از پدر به دلیل حرکت ضد اخلاقی لازلو و افتادن این سمبل قدرت به زمین در نگاه فرزند فرو ریحتن نماد قدرت و اقتدار است.


در عکس پنجم تعجب پلیس از این حرکت و سعی پدر در استوار نشان دادن خویش کودک را خشمی فرا گرفته و بغض کرده که نه به دلیل درد بلکه شکستن حرمت و نماد سرپناهی و حافظ کودک است.


در عکسهای بعدی گریه شدیدتر کودک نشان از درد ویرانی نماد قدرت و اقتداری است که "پترا لازلو" آن را شکست.


خدا نکند حریم عشق و محبت و پاکدامنی مادری و حرمت قدرت و اقتدار و استواری پدری در برابر دیدگان کودکی فرو ریزد.

"پترا لازلو" برایت متاسفم که نماد قدرت و اقتدار پدری را در برابر کودکش شکستی و متاسفم که نام خبرنگار را یدک می کشی.

در توریستی کردن غارها تامل کنید!

يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

تبدیل سرمایه‌های طبیعی به منابع درآمدی زودبازده و دم‌دستی (با استفاده از رانت تملک منابع طبیعی و استفاده از وام‌های بانکی) از کارهای اشتباهی است که در دو سه دهه‌ی اخیر در ایران رواج یافته و موجب تخریب سرمایه‌های طبیعی و ملی شده است. از جمله شعارهایی که که با آن به بقایای طبیعت کشور هجوم می‌آورند، «توسعه‌ی گردشگری» و «درآمدزایی» است؛ محافلی هستند که با طرح این شعارها به بهره‌کشی غیراصولی از سرمایه‌ها‌ی طبیعی می‌پردازند و در این رهگذر، پایداری سرزمین و منافع ملی را زیر پا می‌گذارند.

 غارها نیز که از پدیده‌های بسیار حساس هستند و شکل‌گیری آن‌ها حاصل گذر میلیون‌ها سال است، از این موج بلا در امان نمانده‌اند. غارهایی که تا کنون در ایران تبدیل به مکان‌هایی برای بازدید سنگین گردشگران شده‌اند، همگی آسیب دیده و در معرض تخریب بیشتر هستند؛ عریض کردن دهانه‌ی غارها که سبب از میان رفتن تعادل رطوبتی داخل غار می‌شود، دستکاری شدید سازندهای طبیعی در مسیرهای آماده شده‌ی درون غار (کف‌سازی با سنگ و سرامیک، نصب نرده و پل‌های آهنی، نورپردازی‌های غیراستاندارد دایم روشن و گرمازا...) که موجب برهم خوردن آرامش طبیعی غار و رویش غیرعادی جلبک در غار شده، همچنین تخریب کوه یا مسیر رودخانه‌ی منتهی به دهانه‌ی غار، ریخت و پاش زباله و فضولات، ورود بازدیدکنندگان بیشتر از ظرفیت، فراری شدن خفاش‌ها و دیگر جانوران غارزی... چند مورد از آسیب‌هایی هستند که با توریستی شدن غارها رخ داده‌اند.

 در این وضعیت، خبرهایی به گوش می‌رسد حاکی از این که قرار است

تلنگری به سواد رسانه ای رسانه ها

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۲ ق.ظ

در پست پیشین با تیتر : «رسانه ای که هنگام گاف گرفتن؛ «گاف» می دهد» اشاره ای داشتم به کم تخصصی برخی از افرادی که در رسانه ها فعالیت دارند. بحث سواد رسانه ای (Media Literacy) در ارتباطات جایگاهی مهم داشته و پژوهش های مفید و گوناگونی تاکنون ارائه شده است. یکی از مهمترین اهداف سواد رسانه ای افزایش سطح آگاهی مخاطبان با رسانه برای ایجاد ارتباطات دوسویه است.

در یک نگاه کلی به رسانه های آنلاین که بسیاری از آنها زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری یک رسانه را دارا نیستند و به دلیل های اقتصادی و سیاسی و شخصی ایجاد شده اند و چون نگاهی تخصصی و حرفه ای بر بسیاری از آنها حاکم نیست، صاحبان و فعالان اینگونه رسانه ها پیش از زمینه سازی سواد رسانه ای برای مخاطبان خود، خویشتن به آموختن این سواد نیازمندند.

تارنماهایی که با کمینه 200 هزار تومان پایه گذاری می شوند و با اضافه کردن یک «نا»ی ناقابل به نام خود ادعای خبرگزاری بودن دارند. رسانه ای که صاحب امتیاز آن هیچ اطلاعی تخصصی و آکادمیک از ارتباطات ندارد و مدیر مسئولی که با دارا بودن چندین سمت اداری در وزارت خانه ها و سازمان ها و مراکز دولتی و غیر دولتی به دعوت صاحب امتیاز سمتی به سمت های او افزوده می شود. مدیر مسئول!

و سردبیران و دبیران اینگونه رسانه ها هم به دلایل های مختلف که خارج از بحث است می شوند سردبیران و دبیران و تیم خبرنگارانی که نه از تجربه کافی برخوردارند و نه تحصیلات آکادمیکی در حوزه ارتباطات دارند و نه مطالعاتی در این رشته. جالب اینجاست که بسیاری از استفاده کنندگان از شبکه های اجتماعی نیز خود را روزنامه نگار می نامند.

اینگونه موارد و مسائل بیشماری از این قبیل باعث شده حرفه روزنامه نگاری با مشکلاتی روبرو شود. کپی برداری از رسانه های دیگر و «چپ نگاری» (این اصطلاح برای تارنماهایی استفاده می شود که ستون سمت چپ رسانه خود را به کپی اخبار از رسانه های دیگر اختصاص داده اند) نیز بلای دیگری است که بسیاری از رسانه ها را درگیر کرده است.

در چند ماه گذشته چند نمونه از غیر حرفه ای عمل کردن برخی از رسانه ها را نوشتم. امروز پس از چند ساعت بار دیگر به تارنمای تابناک مراجعه کردم و این رسانه نیز مانند عملکرد پیشین خود بدون ویرایش متن و عذرخواهی از مخاطبان اقدام به حذف خبر کرده است. که البته هنوز در جستجوی موتور گوگل ذخیره شده است. جالبتر آنکه بسیاری از تارنماهای دیگر هم بدون نوشتم منبع و بدون هیچ تغییری در خبر کپی کرده خود آن را باز نشر داده اند که دوستان می توانند آن را در گوگل جستجو و نتایح را ببیند. برای نمونه خبر کپی شده تابناک در تارنماهای زیر:

تارنمای دولت بهار

مشرق نیوز

پایگاه خبری مستقل و مردمی خبر داغ

جامع ترین وب سایت خبری اصلاح طلب و اعتدال گرا (دمادم)

پایگاه خبری تحلیلی هدانا


لینک تارنماهای کپی کرده خبر بدون توجه به گاف منبع خبری در گوگل


رسانه ای که هنگام گاف گرفتن؛ «گاف» می دهد

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۵۸ ب.ظ

تارنمای تابناک که علاقمند است از رسانه های دیگر «گاف» بگیرد تا نشانی باشد از حرفه ای بودن و نکته سنجی رسانه ای این رسانه مجازی؛ امروز در خبری، گاف روزنامه دنیای اقتصاد را منتشر کرد (لینک خبر) خبری که تاکنون 11953 بازدید کننده داشته.

در این خبر نوشته شده است: روزنامه «دنیای اقتصاد» امروز در تیتر روی عکس صفحه اول خود در یک روتیتر غیرحرفه‌ای، نام یک مبارز انقلابی ایرلندی را با نام یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا «ترکیب» کرد. 

نویسنده مطلب که از تحلیل گفتمان آن پی برده می شود که خود را روزنامه نگاری حرفه ای معرفی می کند و اقدام روزنامه را غیرحرفه ای خود در نوشته خویش گاف بزرگتری داده است. در روزنامه دنیای اقتصاد اشتباه در زیر تیتر (یا همان Deck) رخ داده است. اما نویسنده تابناک زیر تیتر را روتیتر (Kicker) دانسته و معرفی کرده و نشان از این دارد که نویسنده مطلب یا از واژه روتیتر و زیرتیتر آگاهی نداشته و یا گاف داده است.
آگاهی نداشتن از واژگان و اصطلاحات روزنامه نگاری برای نویسنده ای که گاف رسانه ای رسانه های دیگر را می گیرد پذیرفته نیست و گاف دادن در روزنامه نگاری جزء اتفاق های دنیای روزنامه نگاری است که میزان اثر آن شدت آن را تعیین می کند.
پسندیده است که پیش از بررسی تیتر و انواع آن و عناصر تکمیل کننده تیتر از آنها آگاه باشیم.

Accuracy in Choose

جمعه, ۶ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۲۷ ب.ظ

آقای قاضی زاده استاد روزنامه نگاری تعریف می کرد که در روزنامه کیهان (در گذشته) مدیریت پخش روزنامه برای فرستادن نسخه ها به شهرستان از اتوبوس های «ایران پیما» استفاده می کرد و به جای پرداخت هزینه، آگهی های کوچکی را در بین مطالب روزنامه منتشر می کرد. چون صفحه بندی دستی بود هر جا خبر و گزارش کوتاه می آمد یک آگهی بند اگشتی از «ایران پیما» برای پر کردن صفحه قرار داده میشد.

در یکی از تصادف های سنگین این اتوبوس که تعدادی کشته و مجروح شده بودند و اتوبوس هم واژپون شده بود؛ خبر کشته شدن مسافران به همراه عکسی از اتوبوس واژگون شده که روی بدنه آن «ایران پیما» هم درج شده بود در صفحه اخبار حوادث چاپ می شود و صفحه بند که دیده بود خبر کوتاه است زیر خبر، آگهی این شرکت را قرار داده بود:

«با ایران پیما راحت و آسوده سفر کنید»

این جمله در زیر خبر کشته شدن مسافران این شرکت اتوبوسرانی به همراه عکسی از واژگونی این اتوبوس با نشان شرکت؛ بازتاب بدی برای «ایران پیما» داشت.

روزنامه نگاری و به خصوص روزنامه نگاری سایبر یا آنلاین به دلیل سرعت، نیازمند دقت بیشتری نیز هست و دروازه بانی خبر از اهمیت بیشتری برخوردار است. بسیاری از سازمانهای مهم خبری کتابچه های آموزشی همسو با سیاست های درون سازمانی خود منتشر می کنند که در مطالعه آنها بسیار سودمند است. مانند:

Reuters Handbook of Journalism (در این لینک)

که آموزش های خوبی نیز در این زمینه دارد. در مطالعه تارنماهای خبری ایرانی، عکس زیر را از تارنمای «پایگاه خبری پایتخت» گرفتم که انتخاب دو عکس از دو شخصیت در یک حالت و فرم بدن نشان بدسلیقه گی رسانه ای است و یادآور خاطره استاد قاضی زاده.