گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسن قدیانی» ثبت شده است

ثمن بخس دنیا

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۱۲ ب.ظ


اردی بهشت امسال چه بازار پر رونقی است؛

بازار فروش آخرت

به بهای ثمن بخس دنیا

آنهم، دنیای دیگران


حسن قدیانی

شرح بز!

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۴۰ ب.ظ



بدون شرح نیست

شرحی دارد بس دراز

که در عصر زندگی های تلگرام زده؛ بر بسیاری از مردمانش، بی شک نه خود جایگاهی دارد و نه شرحش مفهومی.

به قول نظامی: قافیه سنجان که سخن برکشند/ گنج دو عالم به سخن درکشند


از دیوان شمس:

من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا

من از کجا غم باران و ناودان ز کجا

چرا به عالم اصلی خویش وانروم

دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا

چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان

من از کجا غم پالان و کودبان ز کجا

فرار از خویشتن خویش

شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۱۰ ب.ظ



خداوندا
بیش از هر آنچه باید از آن بهراسم، از خود و خویشتن خویش می ترسم

وای از آن روزی که پرده ها کناری رود؛ که یارای فرار از خود و خویشتن خویش را نیابم

پروردگارا

توفیق و قدرت فرار از خویشتنم را به خویشتنم عنایت کن


حسن قدیانی


تصور بفرمایید قصاب محل که بارها و بارها از شخص شما به بهانه های مختلف به نوعی دزدی کرده؛ کم فروشی و بد دهانی و غیره و غیره که‌ به شخصه رفتارش را دیده و تجربه کرده اید. او که حتی نمی تواند یک آمپول بزند رفته و درخواست تاسیس یک انجمن و مجمع داده با نام مجمع جراحان حرفه ای مغز ایران و خود همه شده رییس مجمع.
شما که‌ نه قصاب هستید و نه جراح و پزشک، چه واکنشی نشان خواهید داد؟ آیا این واکنش حسادت به شغل قصابی یا پزشکی است؟
بدبختانه این مورد در ایران با کمی تحقیق نمونه مشابهی دارد و بدبختانه تر آنکه رسانه ملی هم از این قصاب کلاهبردار دعوت می کند که‌ در خصوص آسیب شناسی جراحی مغز در ایران نظرات خود را ارائه دهد.
لازم به ذکر است که‌ این مجمع و انجمن جراحان خیالی تنها یک قیاس است نه اینکه اگر اینچنین مجمعی هم باشد منظور آنها هستند
به هر حال واکنش نه از روی حسادت بلکه درد از بیشعوری و بی خردی عده ای است که‌ علم و دانش را با شارلاتانیزم مخلوط کرده اند
بی شک جامعه ای که‌ شایسته سالاری در آن حاکم نباشد باید در انتظار خرد شدن پایه هایی از خود باشد.

یادم تو را فراموش!

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۹ ق.ظ
برای نخستین بار گذرنامه خود را گرفته بود و آماده سفری تفریحی بود. مشکلی داشت، برای حل آن به یاد آقای «فلانی» افتاد. فردی که هرگاه نیازی داشت با او تماس می گرفت. شماره همراهش را از دفترچه خود پیدا کرد. اما خاموش بود. با شماره منزل تماس گرفت:

* سلام، آقای «فلانی» تشریف دارند؟
** جنابعالی؟
* بنده یکی از دوستان صمیمی شون هستم!
** عجب دوست صمیمی هستید که خبر ندارید؟
* چطور؟
** آقای «فلانی» هشت ماهی هست که فوت کردند.
* ای داد بیداد. بنده نزدیک به نه ماهی بود که در سفر خارج از کشور بودم و خبر نداشتم. خیلی متاسف شدم. خدا رحمتشون کنه، مرد نازنینی بود. ما خیلی با هم دوست و نزدیک بودیم. واقعا ناراحت شدم نمی دونم الان باید چی کار کنم. امری داشتید تعارف نکنید بنده در خدمتتون هستم.
**لطف دارید. ممنون.
*خداحافظ شما

راست می گفت؛ نمی دانست اکنون باید برای حل مشکلش چه کار می کرد.
با خود گفت: ای بابا حالا چی کار کنم این یارو هم که مرد.
یادش آمد آقای «بهمانی» هم شاید بتواند مشکل نخستین سفرش را حل کند. شماره همراهش را گرفت

* به به رفیق شفیق ما جناب «بهمانی»! چه خبر آقا از ما سراغ نمی گیری؟ یه کار کوچولو داشتم گفتم هم حالتو بپرسم هم زحمت بدم که......

آمدم تا برای دل اغیار گله ای ساز کنم

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

برادر گفت: چه می کنی؟

گفتم: تحمل کم توجهی ها و بی توجهی هایی که طعنه به توهین می زنند!

در همین حال تلفن همراهش به صدا درآمد؛ پاسخ داد و شنید و گفت و پرسشش فراموشش شد و رفت.

حضور پدر را احساس کردم و دیدم که می نگریست

با خود گفتم: به پدر گله می کنم از همه ی رفتارهایی که اثر وضعی رفتارم نبوده

یاد دل پر محبتش افتادم اما گفتم:

«عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد

ولیکن گله کردیم برای دل اغیار»

چشمانش را تنگتر کرد؛ لب گزید. بار دیگر تبسمی کردم و گفتم:

«هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد

سزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی»

و همچنان به تحمل ادامه دادم و امیدوارم به وعده حقش.

روز دوشنبه 25 خرداد دوست ارجمندم «علیرضا افشاری» دبیر دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران و مدیر نشریه درفش، بیانیه ی شماری از انجمن های محیط زیستی را برای اعتراض به راه سازی در پارک ملی سرخه حصار را سامان داد که بازتاب رسانه ای خوبی داشت که امیدوارم بازتاب عملی و اداری بهتری را داشته باشد.

به فاصله یک روز «علی خردپیر» همکار رسانه ای در شبکه euronews گزارش خبری در موضوع پارک سرخه حصار را تهیه کرد و نخست تماسی داشت برای استفاده از عکس هایی که در دو مرحله از این پارک گرفته بودم؛ گفتگوهایمان به مصاحبه کشید و در فرجام کار متن زیر حاصل تلاش او بود برای این رسانه چند زبانه.



لینک: درختان پارک ملی سُرخه حصار در خطر نابودی

بازنشر در: سلامت نیوز



گزارش روزنامه شهروند از نمایشگاه عکس «سوگواره درختان خیابان‌ولیعصر»
به کدامین گناه؟

لینک صفحه طرح نو در روزنامه شهروند

صفحه طرح نو به صورت PDF

با سپاس از همکار رسانه ای سرکار خانم فکری



مصاحبه ای که در خصوص نمایشگاه عکس «سوگواره ی درختان خیابان ولیعصر» با ایسنا داشتم امروز در تارنمای این خبرگزاری منتشر شد.

با سپاس از دوست ارجمندم احسان بیگی و آقای بهرامی و خانم زالپور برای سامان این مصاحبه.


از این عکس‌ها نمی‌توان لذت برد- مصاحبه با ایسنا


باز نشر در:

خانه عکاسان ایران

انجمن عکاسان ایران

شبکه خبری فرهنگ و هنر

پایگاه خبری هنرهای تجسمی ایران

سازمان تبلیغات اسلامی

فرهنگ بان

تبیان

جماران

تعادل

نیوز


«سوگواره درختان خیابان ولی عصر»

جمعه, ۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۳ ب.ظ

روزگار درختان خیابان ولی عصر

بی رحمانه پاییزی است

و در این پاییز بی رحم

این درختانند که می ریزند


از شما دوست و استاد ارجمند، فرهیخته گرامی، دوستاران و حافظان محیط زیست و همکاران رسانه ای دعوت می کنم که در گشایش و نمایشگاه عکس «سوگواره درختان خیابان ولی عصر» که دستاورد کوشش سرشماری و عکاسی از درختان خشک و بریده شده طولانی ترین خیابان خاورمیانه (خیابان ولی عصر) صورت گرفت حضور یابید.

این پروژه با عکاسی بیش از ۴۱۰۰ درخت خشک و بریده شده این خیابان پایان یافت. از شما همکار رسانه ای نیز خواهشمندم در بازنشر خبر یاریگر ما باشید.