گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

مفهوم Drain the swamp

يكشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

چند روزی است که در گفتگوهای تخصصی حوزه ارتباطات و رسانه نقدهایی به یکی از بخش های خبری می شود که گوینده خبر با اشاره به پیشینه سخنرانی ترامپ که در آن اصطلاح Drain the swamp را به کار برده بود. این عبارت در ایران از سوی همه ی رسانه ها به «کشیدن سیفون» ترجمه شده بود و گوینده خبر نیز آن را تکرار کرد.

جدای از بحث درستی یا اشتباه بودن استفاده از برخی واژه ها در رسانه؛ ترجمه اشتباه این عبارت از سوی مترجم های خبری و یا دنباله روی ناآگاهانه رسانه های تخصصی و حرفه ای از شبکه های مجازی و شبه رسانه ها مشکلاتی را در حوزه رسانه ایجاد می کند.

اصطلاحات روزانه و خیابانی در همه ی کشورها و زبانها وجود دارد و به صورت روزانه این فرهنگ اختصارات زبانی افزایش می یابد.
به همین دلیل دایره المعارفی به نام urbandictionary ایجاد شده که همه ی اصطلاحات و واژه های خیابانی را در همه ی زبانها و کشورها جمع آوری می کند.
برای نمونه واژه «ببو» (babo) در فرهنگ ایرانی دقیقا برگرفته از فرهنگ کره ای گرفته شده و معنی " Stupid" or "idiot" in Korean است. واژه Drain the swamp نیز در اصطلاحات عمومی زبان به معنی نابود کردن هر چیزی که مضر است to exterminate something that is harmful
و در اصطلاح سیاسی آن به معنی هر چیزی که مردم از آن نفرت دارند مانند فساد اداری و دولتی و ریخت و پاشهای یک حکومت
or anything that most of the people hate such as corruption or government waste
پیشنهاد می شود برای مشاهده همه اصطلاحات زبانی و فرهنگ عمومی زبانی در همه ی کشورها از دایره المعارف urbandictionary در نشانی زیر استفاده کنید:

urbandictionary.com
این تارنما مورد استفاده بسیاری از جهانگردان در سفرهای خود به کشورهای گوناگون است.

لینک مشاهده معنی Drain the swamp در تارنمای urbandictionary

http://www.urbandictionary.com/define.php?term=drain%20the%20swamp


آمدم تا برای دل اغیار گله ای ساز کنم

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

برادر گفت: چه می کنی؟

گفتم: تحمل کم توجهی ها و بی توجهی هایی که طعنه به توهین می زنند!

در همین حال تلفن همراهش به صدا درآمد؛ پاسخ داد و شنید و گفت و پرسشش فراموشش شد و رفت.

حضور پدر را احساس کردم و دیدم که می نگریست

با خود گفتم: به پدر گله می کنم از همه ی رفتارهایی که اثر وضعی رفتارم نبوده

یاد دل پر محبتش افتادم اما گفتم:

«عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد

ولیکن گله کردیم برای دل اغیار»

چشمانش را تنگتر کرد؛ لب گزید. بار دیگر تبسمی کردم و گفتم:

«هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد

سزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی»

و همچنان به تحمل ادامه دادم و امیدوارم به وعده حقش.