گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولانا» ثبت شده است

آمدم تا برای دل اغیار گله ای ساز کنم

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

برادر گفت: چه می کنی؟

گفتم: تحمل کم توجهی ها و بی توجهی هایی که طعنه به توهین می زنند!

در همین حال تلفن همراهش به صدا درآمد؛ پاسخ داد و شنید و گفت و پرسشش فراموشش شد و رفت.

حضور پدر را احساس کردم و دیدم که می نگریست

با خود گفتم: به پدر گله می کنم از همه ی رفتارهایی که اثر وضعی رفتارم نبوده

یاد دل پر محبتش افتادم اما گفتم:

«عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد

ولیکن گله کردیم برای دل اغیار»

چشمانش را تنگتر کرد؛ لب گزید. بار دیگر تبسمی کردم و گفتم:

«هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد

سزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی»

و همچنان به تحمل ادامه دادم و امیدوارم به وعده حقش.

گفت رنج احمقی قهر خداست

پنجشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۱۶ ق.ظ

حضرت مولانا در دفتر سوم داستانی دارد از گریختن حضرت عیسی بن مریم؛ که چند روزی است آن را بارها خوانده ام. بدون هیچ سخنی آن را به شما هم پیشنهاد خواندنش را دارم. این داستان برگرفته از حدیثی است در صفحه 320 جلد 72 کتاب بحار الانوار.


عیسی مریم به کوهی می‌گریخت

شیرگویی خون او می‌خواست ریخت

آن یکی در پی دوید و گفت خیر

در پیت کس نیست چه گریزی چو طیر

با شتاب او آنچنان می‌تاخت جفت

کز شتاب خود جواب او نگفت

یک دو میدان در پی عیسی براند

پس بجد جد عیسی را بخواند

کز پی مرضات حق یک لحظه بیست

که مرا اندر گریزت مشکلیست

از کی این سو می‌گریزی ای کریم

نه پیت شیر و نه خصم و خوف و بیم

گفت از احمق گریزانم برو

می‌رهانم خویش را بندم مشو

گفت آخر آن مسیحا نه توی

ما بی‌عرضه‌ایم!

پنجشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۰۳ ب.ظ

دارایی ثروت و به طور کلی ثروتمند بودن مذموم نیست و هر فردی ثروت را در حوزه‌ای خاص تعریف می‌کند. افرادی که از نظر علم و دانش ثروتمندند و دیگرانی که از جنبه اخلاق دارایی کلانی دارند و ثروتمندان حوزه دین. ثروتمندان گفتار و بیان، زیبایی چهره، مردم‌داری، ادب، خانواده دوستی، صداقت، پاکدامنی و هزاران ثروت دیگر و چه بسیار که تنها ثروت را در دارا بودن حسابهای بانکی کلان و خانه و ویلاهای آنچنانی و کارخانه و شرکت و ماشین‌های میلیاردی می‌دانند.

همه این ثروت‌ها در جای خود مفید و صاحبان آن درخور تحصین. اما چگونگی کسب این ثروت و چگونگی مصرف آن است که در نمودار ارزش‌های انسانی مهم و البته در حال فراموشی است. اینکه برای کسب ثروت پا بر روی انسانیت، اخلاق و دین گذاشت این ثروت، ثروتی واقعی نیست. اینکه ثروت را در کجا و در چه راهی صرف کرد از اهمیتی خاصی برخوردار است.

اینکه فرد ثروت مالی خود را از طریق: دزدی، خیانت، رشوه، فروش مواد مخدر، کلاهبرداری و شیوه‌های اینچنینی به دست آورد و در مسیر ضد انسانی، ضد اخلاقی و ضد دینی صرف کند؛ شیوه کسب آن و صرف آن بسیار ناپسند است. اما کسب مال و ثروت از طریق فعالیت‌های اقتصادی مفید و کاربردی باعث رشد فرد، خانواده و در نهایت جامعه می‌شود.

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در سخنانی که اگر صحت داشته باشد عنوان کرده:

بچه حزب‌اللهی باید پولدار باشد. اگر پول ندارید، عرضه ندارید! باید عرضه داشته باشید! (لینک)

حاج آقا مسئلتون!

اینکه جنابعالی پولدار شدن را مختص حزب‌الهی‌ها دانسته‌اید بماند چرا که خداوند حتی به آدم کشان و جانیان و دشمنان دین و قرآن و مخالفان خود خداوند هم روزی می‌دهد و خدا رو شکر که ما خدا نیستیم که اگر بودیم دخل همه آمده بود.

و بماند اینکه خود را در این دایره قرار داده‌اید و دیگرانی که مانند شما فکر نمی‌کنند را خارج از حوزه حزب‌الهی.(دوستان حوزه ارتباطات بحث تحلیل گفتمان را به خوبی می‌دانند.)

اینکه پول و ثروت داریم یا نداریم بحثی اقتصادی است و در حوزه تخصص اقتصاددانان. پول نتیجه فعالیت اقتصادی است؛ در کجای اقتصاد کنونی ما فعالیت اقتصادی رشد داشته که بتوان در آن زمینه سرمایه‌گذاری کرد؟ سرمایه‌گذاری نیاز به سرمایه دارد؛ جوان فوق لیسانس و دکترای این مملکت پس از تحصیلات خود چه سرمایه اقتصادی دارد که بتواند آن را از طریق اصولی افزایش دهد؟ بسیار خب! سرمایه ندارد به شغلی ورود کند.

کدام شغل؟ در کجا؟ با چه میزان درآمد ماهانه و چه میزان خرج ماهانه؟

به کشورهای غربی اشاره نمی‌کنم(چون از دیدگاه برخی آنها همه حرام‌خور، ربا خور، تن‌پرور، جاسوس و استعمارگر هستند!) بهتر است به همین کشور مالزی بپردازیم که پیش از انقلاب کشورشان هزینه خرید ملک برای سفارتخانه را نداشتند و ملک سفارت هدیه‌ای بود به دولت مالزی.

در این کشور اسلامی اگر شما در یک روز مثلا مبلغ 50 هزار رینگیت مالزی به حساب خود واریز کنید فردا پلیس جلوی در خانه شما حضور دارد. سوال: این پولی که دیروز به حساب خود واریز کردید از کجا آوردید؟

جواب: کار کردم

سوال: کار شما چیست؟

جواب: کارمند فلان اداره، شرکت، موسسه و غیره هستم

کارمندی که در ماه مبلغ معینی درآمد دارد کسب مبلغ بالایی در روز نشانی از دزدی، رشوه، پولشویی و تجارت کثیف است. مگر اینکه قانون مشخص کند برای مثال فروشندگان اتومبیل یا مشاوران املاک و مستغلات و شغل‌های اینچنینی که ورود و خروج پول در شغل آنها تا حدی مشخص است.

در کجای این مملکت اسلامی واریز پول به صورت میلیونی و میلیاردی مستلزم سوال است که از کجا آوردی؟ دانشجویی که تا چند سال پیش در یکی از شهرستانهای ایران بوده و در زمان دانشجویی در تهران در خوابگاه زندگی می‌کرده و اکنون به یمن ارتباط با افراد از ما بهتران! دارای شغل کارمندی شده؛ چگونه است طی مدت 5 سال در یکی از بهترین نقاط تهران صاحب آپارتمان شده؟

کار کرده؟ با حقوق کارمندی ماهی 600 هزار تومان؟ به نظر شما ایشان عرضه داشته؟

حاج آقا می‌شود لطف کنید برای ما که درک و شعور نداریم تعریف کنید: عرضه یعنی چه؟ چگونه می‌توان پولدار شد؟ با مدرک تخصصی فوق لیسانس و دکترا در کجا می‌توان شغل یافت؟ هیات علمی دانشگاهی که با نامه و سفارش فلان مدیر حذب نیرو می‌کند جایی برای سایرین هست؟

حاج آقا اطلاع دارید یافتن شغل شرافتمندانه با حداقل حقوق تبدیل به آرزوی بسیاری از جوانان شده؟ تا بحال دیده یا شنیده‌اید فرزند یکی از مدیران درجه دوم و سوم این مملکت در بر در دنبال کار بگردد؟

حاج آقا اطلاع دارید چه تعداد از جوانان این مملکت برای یافتن شغل در دریای‌های استرالیا غرق شدند؟ چه تعداد نخبگانی که پس از رفتارهای کوته‌بین و ناامیدی از داشتن یک زندگی متوسط مهاجرت کردند؟

اگر عرضه برای کسب مال و ثروت به معنای زیرپا گذاشتن چیزهایی است که به آن اعتقاد داریم، ما بی‌عرضه‌ایم.

اگر عرضه داشتن به معنای حرام‌خوری است، ما بی‌عرضه‌ایم.

اگر عرضه به مفهوم نادیده گرفتن حق و ناحق است، ما بی‌عرضه‌ایم.

اما....

اگر عرضه به معنای فعالیت اقتصادی مفید و شغل و افزایش سطح زندگی است؛ بفرمایید چگونه و کجا؟

طی 8 سال اقتصاد این مملکت به فنا رفت حالا دم از بی‌عرضه بودن ما می‌زنید؟ همان بهتر که این عرضه‌ها را شهرام جزایری‌ها و بابک زنجانی‌ها و خاوری‌ها داشتند.

جملات پایانی بدون شرح:

حضرت عیسی‌بن مریم (ع) فرمود: در مال سه ضرر نهفته است اول آنکه از غیر حلال کسب شود.

گفته شد: اگر از حلال بدست آید چه ضرری دارد؟ فرمود: اینکه در غیر حق مصرف شود.

گفته شد: اگر کسی در حق مصرف کند چه زیانی دارد؟ فرمود: حفظ و اصلاح آن صاحبش را از خدا غافل می‌کند.


مهاتما گاندی: هفت چیز بسیار خطرناک است:

1) ثروت، بدون زحمت

2) لذت، بدون وجدان

3) دانش، بدون شخصیت

4) تجارت، بدون اخلاق

5) علم، بدون انسانیت

6) عبادت، بدون ایثار

7) سیاست، بدون شرافت


و مانند همیشه سخنی از مولانا:
این سرا و باغ تو،زندان توست   ملک و مال تو بلای جان توست