گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

گفتمان ارتباطات

و پدر ارتباط برقرار کرد، گندم خورد

به نام خداوندی که قلم و آنچه می‌نگارد را حرمت بخشید

در این فضا سعی بر آن دارم در حوزه ارتباطات و شاخه‌های مرتبط آن
و گاهی
نوشته های شخصی مطالبی را بنویسم و منابعی را ارائه دهم.

* استفاده از مطالب با نام افراد دیگر پسندیده نیست!

پیوندهای روزانه

چهارچوب یا چارچوب

جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۱، ۱۱:۵۱ ب.ظ

دوست عزیز و هم دانشگاهی خوبم احسان بیگی در ایمیلی گفته بود واژه چهارچوب که در پست پیشین نوشته‌ام صحیح نیست و چارچوب درست است.

پیش از آنکه بررسی کنیم املای صحیح یک کلمه چیست بایستی اطلاع داشته باشیم کلمه مورد نظر یک واژه است با دو نحوه نگارش یا دو واژه است با ریشه‌های متفاوت. زبان نظامی از نشانه‌های قراردادی است برای ارتباطات انسانی و هر ابزاری که این وظیفه را کاملتر ایفا کند به نظر می‌رسد بهتر باشد.

برای اینکه املای صحیح یک کلمه را بیابیم بایستی به شواهد موجود و تعداد کثرت استفاده؛ املایی که رواج بیشتری دارد را بر املایی که کمتر استعمال شده انتخاب کنیم. بایستی توجه داشت که امکان دارد دو واژه با دو املای متفاوت وجود داشته باشد که استفاده یکی از آنها دلیل اشتباه بودن واژه دیگر نیست مانند کلمه «چهارچوب» و «چارچوب» یا «خشنود» و «خوشنود». اما گاهی املای دو کلمه بر اساس ریشه آن است و ملاک صحت کثرت یا قلت استفاده نیست مانند کلمه «مذبور» و «مزبور». مزبور اسم مفعول از ریشه «زبر» و «ذبر» اسم مفعول«مذبور» است که ریشه املایی متفاوت و ریشه معنایی مترادف یکدیگر هستند. پس اگر املای یک کلمه از یک ریشه معنایی باشند استفاده از مشتقات آن نیز مانعی نداشته و صحیح است و املایی مانع صحت و برتری املای دیگر نمی‌شود و صحت املایی نفی صحت املای دیگر نمی‌کند.

از سوی دیگر اگر بخواهیم املایی را بر املای دیگر ترجیح و برتری دهیم استفاده از واژه‌هایی که ریشه در ادبیات فارسی دارند بر کلمه‌های صرف عربی مناسب‌تر است. بنابراین استفاده از کلمه «مذبور» بر «مزبور» که ریشه عربی دارد مناسب است.

در بررسی «چهارچوب» و «چارچوب» لغت نامه دهخدا برای چهارچوب توضیحات زیر را نگاشته است:

 چهارچوب . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب )قطعاتی از چوب که بیش از 3 و کمتر از پنج باشد. چهار قطعه ٔ چوب که معمولاً تراشیده شده و به زوایای قائمه بهم متصل شده باشد و چهار جانب چیزی را فراگیرد.
-
چهارچوب در ؛ قطعات چوب چهارگانه ٔ اطراف در که دو به دو موازی و مساوی است و شکل مستطیلی سازد و دو لنگه در (در درهای دولتی ) و در یک لتی داخل آن حرکت کند و باز و بسته شود. حاشیه ٔ چوبین در. دریواس . رجوع به چارچوب شود.
-
در چهارچوب چیزی گفتگو کردن ؛ در محدوده ٔ آن سخن گفتن و گفتگو کردن درباره ٔ چیزی آن سان که از حدود آن تجاوز نکند، مانند در چهارچوب قانون صحبت میکنیم ، در چهارچوب قانون بایستی قضاوت کرد. در چهارچوب علم گفتگو باید کرد.
-
در چهارچوب قرار دادن و در چهارچوب افکندن ؛ مجازاً به معنی محدود کردن و برای چیزی حد و حدودی قرار دادن است .

 و در خصوص چارچوب نوشته است:

 چارچوب . (اِ مرکب ) هر چهارچوب دروازه یعنی هر دو چوب بالائین و فرودین و هر دو چوب بازوی در. (آنندراج ). چارچوب در. چارچوبه . حاشیه ٔ چوبین در که دو مصراع یا لت [ ت ِ ] در یک لته در آن جای گیرد. دریواس . (برهان ). || چهار قطعه چوبی که در حاشیه ٔ چیزی قرار دهند. (ناظم الاطباء).
-
چارچوب عکس ؛ قاب عکس .
||
مجازاً به معنی چارستون بدن آمده است :
پیش از این کاین چارچوب جسم چون مهرم بسوخت
سقف نه گردون ز آه عاشقان پردود بود.

 

همچنین برای واژه چار نوشته است:

 چار. (عدد، ص ، اِ) مخفف «چهار» که به عربی «اربعة» گویند. (برهان ). رجوع به «چهار» شود :
دقیقی چار خصلت برگزیده ست
به گیتی در ز خوبی ها و زشتی .

و

چار کس را داد مردی یک درم
هر یکی افتاده از شهری بهم

 

حال با توجه به لغت‌نامه دهخدا و شیوه‌نامه‌های نگارش مختلف دوستان لطف کرده نظر خود را هم اعلام کنند.

نکته اخلاقی این پست:

خداوند توفیق بیشتر عنایت کند به این دوستان فیلترینگ!! که برای استفاده از سایت لغت‌نامه دهخدا ما را می‌فرستند برویم خارجه و آی-پی عوض کنیم که چشممان به این لغت نامه بیافتند.

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

آری باید شست با اسید هم باید شست

  • حسن قدیانی

ادبیات تحقیق

نظرات  (۱۴)

با سپاس از این همه دقت و جست و جو
حالا اگه از چهارچوب بگذرم مطمئنا از می باشد نمی گذرم که بلکل غطل است!
:-)
پاسخ:
احسان جان
طسحیح شد!!!!

  • یک خبرنگار
  • با سلام و عرض خسته نباشید
    فقط جهت اطلاع بلکل درست نیست بالکل درست است یا اینکه بنویسید به کل یا بنویسید کاملا غلط است
    پاسخ:
    سپاس از توجه شما
    گویا احسان عزیز هم در کامنت خود از روی عمد نوشته: بلکل غطل است!
    پاینده باشید
  • غلامرضا حیدری
  • درود
    اگر درست فهمیده باشم، چارچوب عکس یعنی قاب عکس. پس وقتی راجع به چارچوب عکسی صحبت می کنیم، در واقع فقط در مورد قاب صحبت می کنیم و بی خیال عکس هستیم ولی وقتی در چهارچوب عکس صحبت می کنیم، در مورد مثلاً رنگ، ایده ای که در عکس نهفته است و همچنین زشتی یا زیبایی عکس حرف می زنیم.
    درست فهمیدم؟
    دوستان چارچوب به معنای framework هستش ولی چهارچوب به معنای frame
    آقای غلامرضا حیدری عزیز وقتی درباره چهارچوب عکس صحبت می کنید دارید درباره قاب عکس صحبت می کنید که البته رایج نیست و چهارچوب در بیشتر به کار میره ولی وقتی درباره چارچوب عکس صحبت می کنید دارید وارد محتوی می شید، درباره اینکه عکس درباره چی گرفته شده صحبت می کنید و ...
    پاسخ:
    سپاس از شما
    پاینده باشید
    آقای سعید ولی چیزی که در لغت نامه دهخدا مبرهن است دقیقا عکس بیان مرقوم شماست...
    ممنونم از همت شما و متاسفم که فیلتر در ایران درست انجام نیمشود
    بالاخره چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ممنون از توضیحات چون بنده هم در نگارش نامه ها با شک از لغت چارچوب استفاده می نمودم

    ممنون ازراهنمایی دوستان
    بسیار مفید. سپاس‌گزارم
    واقعا لذت بردم از توضیحات دقیق و کاملتون
    ممنون
    پاسخ:
    سپاس از شما
    سلام،

    تشکر از دقت شما.

    برای قسمت نتیجه‌ی اخلاقی،‌ سری به سایت واژه‌یاب بزنید!
    باشد که کارگر افتد.
    ممنون از توضیحات دقیق شما. در مورد فیلترینگ لغتنامه بنده جویا شدم و ظاهرا این سایت با بنیاد رسمی متولی لغتنامه فاقد ارتباط است. 
    با تمام این اوصاف، مواردی همچون فیلترینگ سایت یک روزنامه کثیر الانتشار هم دیده شده است!!
  • سید سعید
  • شیوهٔ املای واژه‎های دو یا چنداملایی

    منبع: جمشید سرمستانی، قواعد جامع املای فارسی، تهران، نشر سرمستان، 1390؛ در:

    آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش، با نشانی www.virastari.persianblog.ir

    واژه‎های دو/ چند املایی
    برخی واژه‎‌ها (ی فارسی و غیرفارسی) در زبان فارسی با دو یا چند صورت (املا) نوشته می‌‎شوند که همگی هم‌معنی و درست هستند، ولی طبق «اصل یک‎دستی» (اصل ششم ویرایش) برای نوشتن واژه‎های دارای دو یا چند املا، تنها باید یک املا را برگزید تا از پراکندگی در نوشتن واژه‎‌ها جلوگیری شود.
    شیوهٔ املای برگزیدهٔ واژه‌های دو/ چنداملایی از قواعدی که درپی می‌آید، پی‌روی می‌کند:


     (۱) هرگاه تفاوت دو حرف هم‌آوا (مانند «ط» و «ت») در یک واژه، تفاوت معنایی پدید آورد، واژه را با حرفی می‌نویسیم که معنی مورد نظر را برساند. برای مثال، ‎برای رساندن معنی «تندباد»، واژه‎ی عربی «طوفان»، و برای رساندن معنی «توفنده»، واژه‎ی فارسی «توفان» را می‌نویسیم.
     (۲) از میان صورت‌های املایی گوناگون یک واژه که در زبان فارسی تلفظ‌های گوناگون نیز دارند، صورتی را برمی‌گزینیم که تلفظ آن در زبان فارسی معیار رایج‌تر باشد. برای مثال، از میان صورت‎های «کلاژ»، «کلاج» و «کلاچ»، صورت «کلاج» را به این علت که تلفظ آن رواج بیشتری دارد، برمی‌گزینیم.
     (۳) از میان صورت‌های املایی «و» دار و بدون «و» یک واژه که تلفظ یکسان دارند (مانند «آخور» و «آخر»)، صورتی را برمی‌گزینیم که بدون حرکت‌گذاری، به تلفظ آن واژه نزدیک‌تر باشد. برای مثال، از میان صورت‎های «آخر/ آخور» و «خرجین/ خورجین»، صورت‌های «آخور» و «خورجین» را به این علت برمی‌گزینیم که بدون نیاز به حرکت‎گذاری، به تلفظ این واژه‌ها نزدیک‌ترند. (اگر برای «آخُر» حرکت نگذاریم، ممکن است با آخَر یا آخِر خوانده شود، ولی آخور درست خوانده می‌شود.)
     (۴) از میان صورت‎های املایی یک واژه که یک صورت، حرف قوس‌دار داشته باشد و صورت یا صورت‌های دیگر، نداشته باشند، اگر تفاوت حرف، تفاوت معنایی پدید نیاورد، صورتی را برمی‌گزینیم که حرف قوس‌دار نداشته باشد. برای مثال، از میان صورت‎های «امپراطور/ امپراتور»، «قفس/ قفص» و «انتر/ عن‌تر»، صورت‌های «امپراتور»، «قفس» و «ان‌تر» را به این علت برمی‌گزینیم که حرف‌های «ت»، «س» و «ا» ـ برخلاف حرف‌های «ط»، «ص» و «ع» ـ جزو حرف‌های قوس‌دار نیستند.
     (۴. ۱) مگر هنگامی که اصل آن واژه عربی باشد. مثلاً از میان صورت‌های «ختمی/ خطمی» صورت «خطمی» را به این علت برمی‌گزینیم که اصل آن در عربی این‌گونه نوشته می‌شود.
     (۵) از میان صورت‎های املایی یک واژه که یکی کم‌شده و دیگری کامل است، صورت کامل را برمی‌گزینیم. برای مثال، از میان صورت‌های «چارچوب/ چهارچوب»، «خشنود/ خوشنود» و «گهربار/ گوهربار» صورت دوم را برمی‌گزینیم.
     (۶) هرگاه دو حرف هم‌آوای «غ» و «ق»، در یک واژه، دو صورت املایی گوناگون پدید آورند، اگر تفاوت حرف، تفاوت معنایی پدید نیاورد، آن واژه را با حرف «ق» می‌-نویسیم؛ حتی اگر در واژه‌نامه‌ها با «غ» آمده باشد. برای مثال، از میان صورت‎های «قلک» و «غلک»، صورت «قلک» را برمی‌گزینیم.
     (۷) هرگاه آوای «الف» در واژه‌ای با صورت‌های املایی «وا» و «ا» نوشته شود، صورت «ا» را برمی‌گزینیم برای مثال، از میان صورت‌های «خواف/ خاف» صورت «خاف» را برمی‌گزینیم.
    در «فهرست واژه‎های دو/ چنداملایی» واژه‎های دارای دو یا چند املا، و صورت املایی برگزیده یا درست آن‌ها آمده است. نویسنده، «املای برگزیده» ‌ی این واژه‌ها را برپایه‎ی قواعد پیش‌گفته، و «املای درست» آن‌ها را برپایهٔ معنی مورد نظر نوشته است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی